X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1386

طاع نحس

طالع روزانه :در موضوعی مهم که به آن می اندیشیدی تحولی تازه رخ می دهد تو آرزوی آن را داری که این تحول به نفع تو باشد اما ممکن است چنین اتفاقی رخ ندهد. پس خود را برای هرگونه احتمالی آماده کن.

هر دم از این باغ گلی می رسد
تو این روزای سخت که تمام کارای دنیا سرم خراب شده و نه گوشی برای شنیدن هست و نه حرفی برای شنیدن ، حتی فال ورق و طالع بینی هم به دل خسته دلقک امید نفس کشیدن نمیدن ،  انقدر خسته و تنهام که واقعا بعضی وقتا دلم برا خودم میسوزه ، دلم برای یه خواب طولانی لک زده ، همه ارزوم شده یه خواب اروم و بی کابوس که عمرش طولانی تر از عمر این طوفان باشه ، دلم میخاد بیدار بشم و ببینم تو یه اتاق خاک گرفته و تنها خواب بودم و ته ذهنم یادم بیاد یه روز تو یه طوفان این گوشه افتادم و خوابم برده و حالا که بعد سالها بیدار شدم نه از طوفان خبری هست و نه دیگه کسی یادش مونده روز دلقکی بوده ، دلم یه کمای چند ماهه میخاد

به قول تو دل نازک شدم و شاید اشکم دم مشکم باشه اما ته وجود خودم میدونم یه تپه خاکی ام که مثل یه صخره بزرگ ، محکم جلوی این همه موج را گرفتم و تا حالا دوام اوردم ، یه صخره که کم کم قعر دریا داره میشه خونه اش ...
وای یادش بخیر جزیره ، اون روزایی که فکر می کردم جزیره ام ، ولی بعد فهمیدم نه بابا به اون بزرگی نیستم ، فقط تنهاییم مثل تنهایی جزیره است ، جزیره ای که حالا یه مهمون داره که شاید مسافره

امروز بهم گفتم خیلی دلخورش میکنم ، دیگه اون اون دلقک سابق نیستم و لجباز شدم ،گفت همه امیدش منم ولی بعضی وقتا ......
ولی کاش میدونست همه امیدش چقدر خسته و تنهاس ، شاید بهتر که حواسش به پاهام نیست که رو زمین میکشم و به زور سر پا ایستادم ، شاید اینجوری بهتر باشه  که هیچ فرصتی برای حرف زدن و خالی شدن نیست .....
یه چیزی را دارم مطمئن میشم و با همه سختیش داره ازش خوشم میاد ، دارم میفهمم انگار همون اراده ای که خیلی وقت پیش دستم را گرفت و تو این بازی انداخت حالا نمیخاد من حرفی بزنم ، حالا میخاد من ساکت باشم و بزارم خودش بقیه داستان را اونجوری که میخاد رقم بزنه ، میدونم یه روز خیلی خودمو سرزنش میکنم که میتونستی و نکردی .....

ببین با تو ام  ، اره با خودم ، گوش کن .....
میدونم یه روز تو دادگاهت جلوم میشینی و میگی تقصیر خودت بود ، تو باید ... تو نباید ... تو .... اما حالا تنها کار درست همینه ، یادت باشه امروز که دارم اینا را مینویسم شب قبلش کلی با سر درد و سر گیجه تو خیابونا پرسه زدم ، که اصلا حال خوبی ندارم ، که خیلی وقته خرابم ، که من باید اینجوری باشم ،تو رو خدا یادم باشه من چاره  دیگه ای ندارم
خدایا من نمیخام پشیمون بشم ، میفهمی ؟؟؟