X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1388

یادم داده بودی راستی نزدیک ترین راه رسیدن به هر چیزی که میخامه ، قلبم را تشنه عشق و دوستی پاک بی ریا کرده بودی ، توی حرفات همیشه جواب موندن و صبر جایزه بود ، توی دنیای تو آینده متلعق به اونایی بود که براش تلاش میکردن ، توی قانونت عشق واقعی تمام زشتی ها را میشست و با خودش میبرد ، دنیای که تو جلوی چشمام گذاشته بودی دنیای قشنگی بود که باید برای رسیدن به قشنگی هاش تلاش کرد و جنگید ، قول داده بودی هوای عاشقا را داشته باشی ، گفته بودی از من حرکت از تو برکت
خدایا اونی که امروز زیر حرفای قشنگش زده عشق بی معرفت و خطاکار من نیست ، منم نیستم ، اونی که حرفش عوض  شد و هوای منو نداشت تو بودی ، منی که هر روز صبح خودمو دست تو سپرده بودی ، منی که میدونستم غرق گناهم و میدونستم که تو هوامو داری ، تویی که مارا تا اخر دنیا بردی ، تا مرز همه خوشبختی ها تا دم در بهشت
اره خدا بردیمون دم در بهشت و اون موقعی که فکر کردم دیگه بازی روزگارت تمام شد و دستامون داره بهم میرسه در بهشتت را محکم بستی توی صورت من ...
خدا یه حرف ساده باهات دارم ، ساده به اندازی سادگی دنیای خودم من تا امروز فکر میکردم با هر کسی اونجوری که فکر میکنه و ادعا میکنه رفتار میکنی و قضاوت میکنی ، من فکر میکردم توی مرام تو عاشقی بزرگترین کاره و فکر میکردم کسی که خودشو بسپره به تو هیچ وقت در نمیمونه
حالا ته این حرف ساده ، اگر رسم تو مثل بقیه نامردی و زیر و رو کشی نیست میخام ازت بخوام اگه اشتباه گرفتم دنیای تو را با چیزی که ارزومه ، اگه توی دنیای تو هم عشق فقط یه بازی بی سر و تهه و اگر پشت اونایی که بهت تکیه دادن را خالی میکنه امروز و الان بگو ، بگو که اگر از تو هم بشکنم دیگه کمر راست نمیکنم