X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 25 مهر‌ماه سال 1386

خدا جون سلام، شب بخیر راستی الان برای تو شبه یا روز

نه ولش کن بیخیال ، اصلا نیومدم باهات حال واحوال کنم ، فقط اومدم بگم که اوضاع بدجوری قاطی پاتیه ، اون از دیشب و اونهمه بحث بی نتیجه با مامان اون از این دختره نامرد که منو گذاشته رفته ، درگیری خونه ، این همه کار و پروژه عقب افتاده ، این دل بی صاحاب وا مونده ، این از امشب بابا، اینم از ترس اخر شبانه من که نفسم را بند میاره  ........

وای خدا جونم خیلی خستم ،‌به بزرگی خودت که از همه مشکلات وغمهای من که هیچ از درد دل همه ادمایی دنیا هم بزرگتری قسم خیلی کم اوردم ، خدایا تو نقطه از زندگیم قرار گرفتم که هر تصمیمی که بگیرم یه جوری متفاوت اینده ام را میسازه ، جون هر کی دوستش داری هوای مارا داشته باش که خیلی بهت احتیاج دارم

خدایا نخواه اون چیزی که ازش میترسم سرم بیاد ، اگه قراره بدیش به من همونجوری بده که موقع رفتن بهت سپردم ،  خدایا بی معرفتی نکنی ها امانت دار خوبی باشد ، من همونجوری که بهت دادمش می خوام ازت ، نمیخوام دست هیچ کس تنش را لمس کنه

خدا خوابم میاد من رفتم لالا تو هم بخواب خسته نشدی؟؟؟

دوستت دام و شب بخیر سلام به فرشته هات برسون مووووووووووووووچ و بایییییی